جای خالی ات پر نمیشود

نسیم چند انگشت نداشت.نمیدانم به  گمانم قضیه برمیگشت به دوران کودکیش و حادثه ای سخت که برایش اتفاق افتاده بود .همان اوایل که با اوآشنا شده بودم موضوع را تا ده روز یا بیشتر نمیدانستم.دست راستش را روی انگشتان دست چپش میگذاشت به طوری که چیزی دیده نمیشد. نمیدانم به گمانم اگر تا همان آخر همینکار را میکرد کسی متوجه نمیشد اما اینکار را نکرد.روزی که ما در کلاس نشسته بودیم ناگهان چشمم به چشمانش افتاد که  غمگین بود. نزدیک بود که اشکی از گوشه چشمش لیز بخورد و پایین بیاید.امتداد نگاهش را که گرفتم دچار شُک شدم. به جای خالی انگشتانش خیره شده بود و به فکر فرو رفته بود.


رسیده ام به حالی که دیگر کسی ازآن خبری ندارد. دستم را میگذارم روی غم هایم تا کسی آن ها را نبیند. گاهی،گه گاهی که از دستم در می رود و  خیره میشوم به جای خالی ش  فرو میریزم و پیش همه رسوا میشوم.

نگفتم چه چیزی بیشتر از همه چیز نسیم را ناراحت میکرد؟اینکه دیگران ،دوستانش که ما بودیم به دست چپش نگاه میکردیم و پچ پچ میکردیم.نکنیم. به غم های دیگران زل نزنیم و داغ روی دلش نگذاریم اگر بودنمان و حرف هایمان موجب تسلی نیست وضع را از آنچه هست غمگین تر و سخت تر نکنیم. به خدا ،خدا حواسش به همه ی چیز ها  هست و چیزی از قرآن خدا غلط نمیشود.
۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
ماه نو

تسلی بخش انتظار کسی که برنمیگردد را اصلا ننوشته بود....

کتاب تسلی بخش های فلسفه را به تازگی تمام کرده ام،صادقانه بگویم :تسلی بخش های فلسفه کتابی بود که اگرچه از کلمات ساخته و پرداخته شده است ولی از جنس کاغذ با آدم رفتار نمیکند.گاهی با واژگانی در آغوشت میگیردت ،اجازه میدهد که سر روی شانه اش بگذاری و مشت مشت اشک بریزی و مطمعن باشی که او رازت را به هیچ کس نخواهد گفت و بعد آرام اشک هایت را پاک کند،کتابی است که گاهی مثل مادری مهربان دعوایت میکند و راه و چاه زندگی را نشانت میدهد،گاهی تلخ است ولی حق ،گاهی شیرین است ولی کودن به نظر میرسد و گمان میکنی دارد حرف خام و نپخته ای میزند که انگار سخنان یک بچه ی پنج ساله است.
تسلی بخش های فلسفه؛ تسلی بخش سختی ها و ناملایمات زندگی، عدم محبوبیت،بی پولی،ناتوانی ،ناکامی و قلب شکسته است.
این کتاب از کتاب هاییست که مابین صفحاتش باد میوزد هرچند شبیه نسیم اما آنقدری دل نشین است که ارزش خواندن داشته باشد.


کتاب را دایی مهربانم معرفی کرد. در روزی از روزها که من تا زانو در اندوه فرو رفته بودم.در حالیکه دیگران سرزنشم میکردند و یا ترحم.
پ.ن: حسی یا  حالی،کتابی،فیلمی،جایی،زمانی،و یا هرچیزی میشناسید و واقعا تجربه داشته اید که التیام بخش بوده باشد؟


۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ماه نو

تعطیل است

روزهایی هست که خیلی خسته از دانشگاه به خانه میرسم.خستگی ام به حدی میرسد که با لباس های بیرون، جلوی بخاری خوابم میبرد.با این که خانواده چند بار برام شام خوردن ،میوه خوردن  و ... بیدارم میکنند اما من اصلا متوجه نمیشوم.بعد از این که میخواهند بخوابند، چراغ ها را خواموش میکنند و خانه در سکوت فرو میرود دوباره من را بیدار میکنند که بروم و در اتاقم بخوابم.وقتی بیدار میشوم که همه جا تاریک است،چراغ ها خاموش  شده و همه خوابیده اند.زندگی من تازه شروع میشود.گاهی فیلم میبینم،غذا میخورم و  یا طرح هایم را کامل میکنم...

حکایت همه ی روز های من است.حکایت چیز های دیگری که بسیار خسته ام کرده اند. میخواهم چراغ زندگی ام را برای مدتی خاموش کنم و پشت شیشه اش بنویسم "تعطیل است".وقتی بیدار شوم که همه چیز آرام شده باشد و زندگی را از نو آغاز کنم.


پ.ن:کاش میشد روی توکل زندگیمان تشدید بگذاریم

۷ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
ماه نو

نام فیلم هم باشد :این بار دیگر به هم میرسیم.

این بار  وقتی سکانس آخر را گرفتند، وقتی تو دیگر چمدانت را بسته ای و داری صحنه را ترک میکنی من به جای کارگردان کات میدهم ،گور بابای سناریو و فیلم نامه .دنبالت میدوم به چشمانت خیره میشوم ومحکم بغلت میکنم آنقَدر محکم که راه و رسم فیلم های  انتهای باز را از جهان بر می اندازم.


۵ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
ماه نو

دعایم میکنید؟

قسم به چشمانت

که سکوتم را شنیدی و رفتی

چیز هایی دیدی در من 

بی صدا گفتم دوستت دارم

آنچنانی که مرز میان یقین و تردید گم شد.

گمان نمیکردم

پراز شور نیامدن و نماندن باشی

گمان نمی کردم 

بی چراغی شب ها،لرزش اشک ها ،فراموشی و غریبی غم را.

گمان نمیکردم

که از سنگ آفریده شده باشی به جای خاک

که خاک از عشق گل میشود،میتپد 

تو با شکستن جان میگرفتی 

گمان نمیکردم در انتهای کوچه ی نیایش تو را گم خواهم کرد

خدا تو را در انتهای عشق و ابتدای راه از من گرفت.

میان ما ابدیت نقش بسته بود 

زمان بی زمان گشته بود...

حالا دیگر 

خاک نمیتپد

انتظار خسته است

سایه ها ویرانند

من تنها و تنها من هستم... 


تلخی ام را ببخشید 

کلماتم را نخوانید و لایک نکنید و نظر نگذارید 

برایم چراغی روشن کنید 

دعایم میکنید؟


۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
ماه نو