یا قابل التوبات

میترسم که همین الانش هم مرده باشیم ولی باز هم از مردن بترسیم...



:توبه روکردن انسان به خداست و  مرحلۀ انتهایی عبودیت و استغفار است، به نحوی که فرد روی خود را از خدا به سوی دیگر نچرخاند...

۰ نظر
ماه نو

یا معطی المسئلات

1.زهرا گفت بیا شوخی هارو بذاریم کنار. بیا برگردیم به خودمون.بازگشت به خویشتن خویش.اصلا آدم ها وقتی دسته جمعی اند احمق ترند بیشتر حاضرند دست به کار های احمقانه بزنند.هی شوخی های چرک.اما به قیمت فراموشی خودمون.
(دانشگاه وصله ی نچسبیه چه بچه های هنری عجیب غریبشون چه دخترهای چادری  با ژست های دوربین عکاسیشون.از بسیج و دورخوانی و همایش ها و سلف و نمازخونه و حوض خونه و هیئت و انجمن دانشگاه متنفر شدم ودارم کهیر میزنم  و حس نا "راحتی"ترم اولم دوباره برگشته .)
2.امروز.بیدار. دیر.اتوبوس.صبحانه.مرور.لیلا.پاورپوینت.لغو ارائه.همایش.کتابخونه.شیرکاکائو.راه.خونه.کتاب.خواب.ناهار........
کتاب.تلگرام.اینستا.کتاب.دلتنگی  نوشتن این متن تا رسید به این جا..و تا رسیدن به کلمه  ی خواب راه داره...تا دوباره تو خواب بتونم ببینمت...
3.اینکه تو خوابم میبینمت یعنی ناخودآگاهم هم دوستت داره...
4.همیشه جواب پیدا کردن زیاد هم سخت نیس.آدم های عاقل بیشتر توانایی اینو دارن که سوال های اساسی بپرسن و در کل پرسیدن سوال در مرحله اول از پیدا کردن جواب سخت تره.
5.یا معطی المسئلات.
:)
6.این که واگوی های اینجام  به هر فراز مرتبطه حکما بی حکمت نیست.
7.استاد هم سر کلاس انسان طبیعت به تفاوت مسئله و موضوع اشاره کرد این که مسئله چیزیه که باید براش راه حل پیدا کرد ولی موضوع اینگونه نیست
8.حالا "مسئله"اینست:قناعت.واین سوال نه به معنای لغویش. این که قناعت صرفا افراد بی بضاعت رو به شرایط موجود شون عادت بده وآیا این امر موجب تبعیضیا ناعدالتی در جامعه میشه یانه .واصلا سوال این جاست که قناعت با توجه به معنیش از هر طرف که نگاه کنیم آیا خوب است؟؟ کلام حضرت علی قابل تامله:
کلُّ مُقتَصِرِ علیه کاف 
چیزی که به آن می توان اداره کرد زندگانی را بس است.

یعنی زندگی با حداقل ها باید اداره بشه نیاز ی به بهتر شدن نیست ؟؟حال اگر قبول کنیم  چرا باید قشر ضعیف این رو قبول کنن و ضعیف تر بشن .
9.کتاب میشناسید بهم معرفی کنید؟
10.ذکر امشب:رب زدنی علما...
11.سوال هایم را زیاد کن 
12.بند دوازدهم: یازده پله زمین رفت به سمت ملکوت/یک قدم مانده زمین شوق تکامل دارد...
به کم داشتنت قانع نمیشمممم نمیشمممم(پاهاش را به زمین میکوبد)
میخوام تو دوست داشتنت،داشتنت اسراف کنم...

۰ نظر
ماه نو

یا غافر الْخَطِیئَاتِ

باید یادبگیرم که خودمو ببخشم،باید به خودم یه فرصت دوباره بدم،،،

ذکر هر شب:افوض امری الی الله

مثل بندگان خالصش که لایدعون مع الله الاه آخر که چاله هام رو پرکنی ،بدی هام رو تبدیل به خوبی کنی...

خواستم ازش کمک بگیرم برام فرستاد که ایاک نستعین  رو شب ها به کرات تکرار میکنه..موندم هاج و واج.

 معامله ی پر سودی با خدا...

۰ نظر
ماه نو

یا ولی الحسنات

همین  دو دقیقه پیش که از کرکسیون اتود هام برگشتم دارم فکر میکنم که واقعا پیش خودم چی فکر کردم که توی دفترچه ی انتخاب رشته فقط معماری زدم و چه افق تاریکی پیش روی خودم دیدم.

که من اصلا برای این کار ساخته نشده ام و حتی اگر نباشم نبودنم هیچ وقت احساس نمیشه و جامعه ی معماری احساس کمبود نمیکنه.

من الان ده دقیقست به افسردگی بعد کرکسیون دچار شده ام.

.

* ای خداوندی که نهایت خوبیها و زیبائیها و پایان و نیکی رسان به خلق می باشی*


همه ی مسخرگی های این دنیا دلم رو برات تنگ تر میکنه.

۰ نظر
ماه نو

یا رافع الدرجات

نشد دیگر نشد.پیدا نشد چیزی که از ... برای خودم برای خواننده های اینجا برای... بنویسم.

نشد دیگر نشد.پیدا نشد چیزی توی اتاقم درحالیکه  این گوشه نشسته ام و گوشی توی دستم است و مغزم خالی از کلماتی که انگار داریم بازی گرگم به هوا میکنیم و ازدستم فرار میکنند.

نشد دیگر نشد که از...  بنویسم.از خودم هم میترسم بنویسم مثلا بنویسم که آری فلان قدر دوستت دارم.اما واقعا دوستت دارم و اینکه رحمتت اگر برای مومنین است،برای مسلمانان است،برای صالحین به غیر از این دو گروه(عباد الله الصالحین)،برای زمینی ها،آسمانی ها،آنچه توی فکرم جانمیشود و فکرم به آن نمیرسد،برای ریگ ریگ بیابان،برای فرشته های خدا،برا اجنه ی کوه های دور،ماهی ها ی ته اقیانوسی عمیق....است،من را از گروه زیر مجموعه ی رحمتت حذف کنی... 

که تو مهربان تر از من به منی...

دیدم که شد...و نوشتم این متن را تا که رسید به اینجا.

مبارک مبعث رسول "رحمت"مبارکمان.


۰ نظر
ماه نو