+نمیدونم وقتی فکر میکنم به حال دیشبم و یا به حال امروز صبح وحال الانم انگار که دنیایی عوض شده باشه و یا من همون آدم قبلی نیستم
همیشه وقتی اتفاقی میوفته از خدا میخوام که سیاه سیاه نباشم ولا اقل بتونم نوک مدادی یا سایه روشن باشم:)
والان هم دارم به سوی صورتی شدن پیش میرم:)
دنیای ما آدما پر از اتفاقه...اتفاقایی که من بهشون نمیگم اتفاق چون حتما یه حکمتی پشتشه...
فردا روز مهمیه نه به خاطر اینکه مثلا تولده یا جشنه یا نمیدونم غمه. اما فردا روز مهمیه لااقل برای من...
فردا جشن عروسی دختر عمع جانه اما:(
من دل تنگ جای دیگریم...سخته خودت یه جایی باشی و دلت یه جای دیگه باشه:(
لعنت به عروسی وکلاس رانندگی...
دیگر غر نمیزنم ناله وشکوه نمیکنم حد اقل سعی میکنم:)
الخیر فی ما وقع...
خودت این را به من اموختی..:)
خواهشا دعا کنید..
یا مهدی...
دنیاتون رنگــــــی رنگـــــــــی:)