+آتش هم زمان هایی نمی رقصد. وقت هایی که زیر خاکستر است. مثل عشق که وقت هایی فکر می کنیم تمام شده و دیگر نیست و از رفتنش تاسف می خوریم. اما هست و مثل همین آتش که وقت هایی که به صورت زغال ساکن است و زیر خاکستر پنهان است درون دل مان ساکن نشسته. انگار بخواهد ما را امتحان کند تا به یک باره مثل آتشفشان از درون مان سربرآورده و خجلت زده مان کند...

+ وقتـی آدم یک نفر را دوســـت داشته باشد، بیش‌تر تنـهاست.

چون نمی‌تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند، تنهایی تو کامل می‌شود.

+کاش این زبان در دهان کمی آرام بگیرد...خدایا هلپ می:(

یاحق