سلام و سلام.. 

اولین سلامی که به تو دادم در بلاگفا ثبت شد در قسمت نظرات یکی از پست هایت.پستت راجع به  یک خواب بود و درباره ی خوابت نوشته بودی..خواندمت با عشق.همه و همه ی کلماتت را.تو ازآن وبلاگ هایی نبودی که بیایم الکی مثلا سر بزنم ویک نظری بگذارم و اصرارم بر این باشد که در قسمت پیوند هایت اسم مرا بنویسی.از آن هایی بود که ساده مینوشت ولی حرف ها حرف های خودش بودند و از دلش جاری میشدند.

یک روز معنی اسمت را گفتی و من بعد تر ها فهمیدم که تو چقدر شبیه اسمت هستی.مهربان..تو گفتی مهربون فقد برا یه دیقشه! اما این طور نبود،مهربانی برای همه ی دقیقه هایش هست.باید بگویم انقدر که من بد بودم و نبودم تو همان قدر مهربان بودی و مهربان بودی و مهربان بودی...تو عین اسمت هستی.

یک روز به فاطمه گفتم که هر دوست یک هدیه است از طرف خدا.البته دوست های خوب اینگونه اند.و تو هم  یکی از هدیه هایم هستی و من هدیه هایی که خدا به من داده اند را خیلی دوست میدارم و تو جزو بهترین هایش هستی جزو آن هدیه مخصوص ها..

تو نامه دوست میداری و من نوشتن نمیدانم،این اولین نامه است.اولین نامه ای که من دارم مینویسم و اولین نامه ای که تو میگیری.نامه های بعدی را  به پستچی نتی میدهم تا خصوصی به دست برسانند و البته به پستچی خواهم گفت که این نامه ها برای خانم چیستا یثربی نیستند و برسانندش دست بهترینحانیه دنیا.

با احترام فراوان...

دوستدارت:فاطمه 

94/10/6

پ.ن:البته من میگویم بهترین ه جیمی