+میفرماد که:شاید اون چیزی که شما ازش جون به لب شدی و دوسش نداری،برا بعضی ها یه حسرت بزرگه...

+میفرماد که:بعضی وقتا که ما یه هدفی داریم مثلا یه هدف صد قدمی اگه نود ونه تاشو طی کنیم ویکی مونده به آخر خسته بشیم ،اون نود ونه قدم رو انگار به عقب برداشتیم نه به جلو..

و در آخر وقتی من غُرغُرو میشم و خسته و بد اخلاق و نا امید،ایشون میتابن و میگن:الخیر فی ما وقع..و یه لبخند گنده ی مهربون (مثل لبخند بابا ها که دل آدمو قرص میکنه)میزنن و گرمای بودنش همه یخای دلتنگیمو آب میکنه..

*اطلاعی از عکاس عکس این پست ندارم.