بسم الله

بسم ربی

بسم عشقی

بسم همه کسم!همه دنیام و همه ی آخرتم!


سلام نازنینم!سلام بهترینم!سلام اسم توعه.من با اسمت شروع میکنم و با اسمت تو رو میخونم و با اسمت آروم میشم.


همه ی این لحظه ها همه ی این لحظه هایی که خاکستری طی میشن همه ی این لحظه هایی که من از خرده سیا ره ی خودم دست قضا و قدر رو گرفتم و به زمین اومدم و تک گلم رو تنها گذاشتم این جا درست بین گل های اطلسی،مریم،رز،نرگس و حتی شمعدونی!خدایا تو شاهد باش، گواه باش(من که دستم را به خون جگر آغشته کنم و به آبی ترین سمت آسمونت بلند کنم)شاهد باش که من شهادت میدم که هنوز هم دوست داشتن رو نگران بودن رو خجالتی و آروم و سر به زیر بودن رو به یاد دارم.به یاد دارم وقتی اومدم این جا تک گلمو گذاشتم اونجا زیر حباب تا امون بمون.تک گل من خار نداره!ریشه هاش از جنس آبه!

پروردگارم قسم به غیرتت(چه قسم بزرگی )که من از اخمات میترسم!ازینکه نگام کنی و من مثل یه تیکه یخ رو آتیشی که خودم ساختم آب بشم!خدایا قسمت میدم به بزرگیت به غیرتت!به عشقت به من!به لبخند مهربونت(حتی خیلی صورتی تر و خوشگل تر از لبخند بابا ها به دختراشون)!به زیباییت!به گرمای حضورت!به نگاه هایی که هر لحظه با منه مواظبم باش!

مواظبم باش که یادم بمونه نگاهاتو،شیرینی لبخندهاتو،تلخی اخم هاتو! خدایا خودت میدونی و قسم به علیم بودنت!


چاکرت!غلام حلقه به گوشت!عاشقت!معشوقت!گناه کارترین بنده ات

یک عدد فاطمه


پ.ن: بیخیال همه فلسفه های شرق تا غرب همه ی صغری ها و کبری ها،همه ی حرف هایی که نوشتم و ننوشتم اینکه صدایم میزنی فاطمه هزاربار کافیه.من سنگینی اسمی که روم هست رو احساس میکنم.من فاطمه ام!و قسم به صاحب اسمم که  مواظب گلبرگ هام باش.مواظب باد ها ،طوفان ها،گردباد ها،حتی خود نسیم ها خدایا نفسم خود خود تویی:*

پ.ن دو:پریشانم...گلبرگ سمت راستی ام را هم باد دارد میبرد.

پ.ن سه: من شب زنده داری نمیکنم!اما نقل قولی از مادر و پدر و خواهر جان هر روز میشنویم که هرشب تا صبح در حالیکه خوابم کارم  گریه است!