راستش  چیزی که بیشتر از همه در دانشگاه این روز ها پیدا میشود حرف است.حرف هایی که آدم ها پشت سر هم میزنند و هزار تا هزار تا بار همدیگر میکنند.نمیدانم که چرا این شرایط به وجود آمده است که ما قابلیت آن را پیدا کرده ایم که پای منبر خیلی ها که مینشینیم حرف غیبت که میشود سرمان را  چپ و راست میگردانیم و نچ نچ میکنیم و پشت دستمان را گاز میگیریم...

درس های تئوری را حفظ میکنیم اما پای درس های عملی همیشه پای مان میلنگد و زبانمان لکنت میگیرد؟

نمیدانم چرا گاهی فکر میکنیم که غیبت کردن به چه چیزی اطلاق میشود ؟!همین حرف هایی که پشت سر هم میزنیم،همین هایی که اکثرا به حق نیز نیستند و تهمت نیز حساب میشوند سلام و صلوات اند؟

راستی دهانمان را مسواک میزنیم؟

گوشت برادر دینی دندان ها را میپوساند....


پ.ن:الهم اجعل عواقب امورنا خیرا....