1.و خدای من خداییست که دست ما را در روز پر مشغله و بیکاری!جمعه روزی میگیرد و میبرد به جایی که انگار بودنمان آنجا حکمت محض بوده است...


2.لا تسقط.. هیچ برگی بی اذنت...اینجا... پاییز....خیابان...پر از برگ....خدا...میداند هرکدام را به نام و نشان و  رنگ و حالت و شاهرگ و رگ و مویرگ.... میداند و میشناسد



3.نیامد...


4.یادم نبود....بنویسید کبیر ترین گناه کبیره


5.امانت دار نیستیم...گفت امامنا که از نماز و روزه نشناسید از امانت بشناسید...امانت دار نبود...امانت دار نبودیم!!!


6.آسمان بار امانت نتوانست کشید

قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند


7.یادم نبود باز هم...


8.انقدر یادمان نیست که دارد قبح یادمان نبودن ها میشکند


9.نامحرم نامحرم است!!!پدر و برادر و پسر و پسر عمو و پسر خاله ندارد!!!این را فقط دانشجو های آنجا میفهمند .کانه فکر میکنی من یادم رفته که چه کسی محرم و چه کسی نامحرم است؟نامحرم نامحرم است. چه پیر و چه جوان و چه نوجوان باشد.... چه ترم بالایی چه ترم پایینی چه ترم وسطی و چه ارشد باشد...نامحرم نامحرم است حتی اگر کور باشد...


10.عمو عمو....عمو برای عمو که حالش امروز خوب نیست و من گریه های یک دختر و یک زن را دیده ام دعا کن...نه اینکه من خوب باشم ها نه..خودم را جای  الف لام گذاشتم فهمیدم که چقدر بابا را دوست دارم چقدر یادم میرود چقدر یادم میرود....عمو برای برادرت دعا کن...


11.لنتی لنتی(لعنتی!)میگذره ها همه ی این پرسپکتیو و شیت و تحقیق و کوفت و زهرمار و راندو ها میگذره باورت نمیشه؟تو میمونی و خودت!!!!بب بخ!!!(لبخند کجکی)


12.میدونم که خدا یه جایی تو رو تو زندگیم میاره از بس که رزاقه..ازبس که تو رزقی..اتاقت سادس..مهربونه.... با یک مفاتیح و قرآن کنار جانمازی و میزت...تو انقدر خوبی و رفتی زیارت عاشورا بخوانی و من گفتم نه نه "شما بروید سفره را من پهن میکنم...."رفتید بی لبخند بی تشکر....بی دعایتان میکنم اصلا شما خودتان همه ی دعا های منید...رفتید زیارت عاشورا بخوانید و من مدام فکر میکردم هنوز بابا گوریو و صد سال تنهایی و دو قرن سکوت و رساله ی درباره ی فارابی و این وآن را نخوانده ام....


13.د.د خیلی زیاد.

حق... حق...علی.. علی..