امروز به تاریخ نه آبان من برای اولین بار(به جرأت میتونم بگم اولین بار)یک خوشحالی عمیق رو احساس کردم.

خوشی که به درون قلبم نفؤذ کرد و از شاهرگ ها و رگ و مویرگ ها گذشت و من با تمام سلول های وجودم خندیدم...

خنده ای که نه از جنس قهقهه  باشه ،حتی نه  از نوع  لب خند. میشه بهش گفت دل خند...وقتی با دلت میخندی.با روحت میخندی.

انگار که روحت یک نفس عمیق کشیده باشه...

انگار که دوباره زنده شده باشی...