1_مات؟

.

#زنده_ماند_ولی_زندگی_نمیکرد

#مرد_به_جرم_آنکه_هنوز_زنده_بود 

#چگونه_رگ_گردن_خود_را_درآغوش_گرفت_وزارزار_گریه_کرد؟

#غرق_شد_در_کولاک_زمستان

#خدای_خودرا_باآه_صدامیزد؟  الله..ال آه

#دختری_که_تازانو_در_غم_فرورفت

.

2.مات؟

ثم مات...مات شهید


پ.ن:سخت بود مثل پوست کندن زنده زنده ی گوسفند

مثل سوهان کشیدن روح ،صیقلی کردن و شکل دادن.

سخت بود مردن و دوباره زنده شدن سخت بود.

پ.ن دو: مینویسم که این داغ تازه بماند:نقطه ی مقابل عشق تنفر نیست

ترک کردن است...

پ.ن آخر:دوره ی گذری وجود دارد از ظلمات به نور ،از نا امیدی به امید،از  شیطان به خدا از لجن تا فرشته. دعا میکنم دوره ی گذرمان کم باشد.دعا میکنم تنها و تنها بنده ی مطلق خدا باشیم.همین

یاعلی