کتاب تسلی بخش های فلسفه را به تازگی تمام کرده ام،صادقانه بگویم :تسلی بخش های فلسفه کتابی بود که اگرچه از کلمات ساخته و پرداخته شده است ولی از جنس کاغذ با آدم رفتار نمیکند.گاهی با واژگانی در آغوشت میگیردت ،اجازه میدهد که سر روی شانه اش بگذاری و مشت مشت اشک بریزی و مطمعن باشی که او رازت را به هیچ کس نخواهد گفت و بعد آرام اشک هایت را پاک کند،کتابی است که گاهی مثل مادری مهربان دعوایت میکند و راه و چاه زندگی را نشانت میدهد،گاهی تلخ است ولی حق ،گاهی شیرین است ولی کودن به نظر میرسد و گمان میکنی دارد حرف خام و نپخته ای میزند که انگار سخنان یک بچه ی پنج ساله است.
تسلی بخش های فلسفه؛ تسلی بخش سختی ها و ناملایمات زندگی، عدم محبوبیت،بی پولی،ناتوانی ،ناکامی و قلب شکسته است.
این کتاب از کتاب هاییست که مابین صفحاتش باد میوزد هرچند شبیه نسیم اما آنقدری دل نشین است که ارزش خواندن داشته باشد.


کتاب را دایی مهربانم معرفی کرد. در روزی از روزها که من تا زانو در اندوه فرو رفته بودم.در حالیکه دیگران سرزنشم میکردند و یا ترحم.
پ.ن: حسی یا  حالی،کتابی،فیلمی،جایی،زمانی،و یا هرچیزی میشناسید و واقعا تجربه داشته اید که التیام بخش بوده باشد؟