۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شادی نوشت» ثبت شده است

لیله المبیت

وقتی حضرت رسول قصد هجرت داشتند و ازجانب خدا مامور شدند حضرت عشق ایشان را از فتنه دشمنان آگاه کرد.شبانگاه دشمنان بر رسول خدا شبیخون خواهند زد...هر قبیله نماینده ای دارد.مشرکین جمع شده اند ومکر میکنند،ولی خدا مکرشان را به خودشان باز خواهد گرداند...

عشقی باید پیدا شود که جان خود ایثار کند.چه کسی به جز علی تاب این عشق را دارد؟

حضرت ایمان می پذیرد با همه وجود.با اشتیاق فراوان.در بستر میخوابد. مردی که خدا به داشتنش افتخار میکند.

علی شان نزول آیه ایست که میگوید کسی هست که جان خود را برای طلب خوشنودی خدا می فروشد..

ربیعتون مبارک


۲۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ماه نو

صورتی

+نمیدونم وقتی فکر میکنم به حال دیشبم و یا به حال امروز صبح وحال الانم انگار که دنیایی عوض شده باشه و یا من همون آدم قبلی نیستم
همیشه وقتی اتفاقی میوفته از خدا میخوام که سیاه سیاه نباشم ولا اقل بتونم نوک مدادی یا سایه روشن باشم:)
والان هم دارم به سوی صورتی شدن پیش میرم:)
دنیای ما آدما پر از اتفاقه...اتفاقایی که من بهشون نمیگم اتفاق چون حتما یه حکمتی پشتشه...
فردا روز مهمیه نه به خاطر اینکه مثلا تولده یا جشنه یا نمیدونم غمه. اما فردا روز مهمیه لااقل برای من...
فردا جشن عروسی دختر عمع جانه اما:(
من دل تنگ جای دیگریم...سخته خودت یه جایی باشی و دلت یه جای دیگه باشه:(
لعنت به عروسی وکلاس رانندگی...
دیگر غر نمیزنم ناله وشکوه نمیکنم حد اقل سعی میکنم:)
الخیر فی ما وقع...
خودت این را به من اموختی..:)
خواهشا دعا کنید..
یا مهدی...
دنیاتون رنگــــــی رنگـــــــــی:)

موافقین ۷ مخالفین ۰
ماه نو

آنچه گذشت

سلام سلام واااای:)
الان که بعد بیست و اندی روز اومدم سری به اینجا بزنم دارم میبینم وای چه گرد وخاکی نشسته اینجا خلاصه باید یه دستمال بردارم واین جارو حسسسابی بتکونم...

خلاصه از دلایل نیومدنم به اینجا میتونم بگم که من آدم تنبلی نیستم اما چون تنبلیم میشه :دی و باید با کامپیوتر بیام اینجا وبا گوشی هم پست گذاشتن سخته خلاصه دیگه کم پیداییم و نایاب شدیم:دی

آنچه در این چند روز گذشت مسافرتی بود به پایتخت که بسیار خوش گذشت و و و و چی

واین که من معماری قبول شدم^-^
دانشکده هنر ودرست همون جایی که میخواستم  وخدارو خیلی هم شکر میکنم:)
 کیا اینستا هستن ؟خبر بدن دیگه:)
 +دانشگامون از بهمن شروع میشه^_^
اونایی که قراره از مهر برن هییی حالتون چطوره؟:دی


دانشگاه هنر اسلامی-دانشکده معماری-تبریز
زیبا نیس؟
.
.
.
یا علی...



۱۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
ماه نو

گنج

چند روز پیش فقط گلایه میکردم از همه چیز.با همه دلخوری و دعوا داشتیم ،سردرد های میگرنیم باز هم شروع شده بودندوکلا حالم شلم شوربایی بود..نمیدونم اما مثل یه پتکی که به سر آدم خورده باشه،همه چی عوض شد گفتم :که چی؟این نارضایتی تاکی؟دلخوری اشتباهتی که کردم،ترس از روزای آینده وبدتر از همه این ها روزمرگی و حال بد این روزهام...

بسم الله گفتم وشروع شد.به جای حسرت چیزایی که ندارم ،شروع کردم به استفاده حداکثری از چیزایی که دارم:)یک قدمی که رو به خدا برداشتم خدا صد ها کیلومتر بهم نزدیک شد:))اون جعبه گنده هایی که گذاشتیم طبقه پایین یهو به قلبم الهام شدن،رفتم به هر سختی بود پیداشون کردم:) وای خدای من..چه گنجی:)واقعا که من سال ها کور بودم وچنین گنجی رو در خرابات انباری خانه مان ندیده بودم:))بالاخره شاید کتاب ها مال دایی جان بودند که دیگه الان بهشون احتیاجی نداره..البته اگه داره هم به من ربطی نداره..خودم پیداشون کردم والان مال منن:)

بعضی کتاب های گرانبهای موجود در کارتون گنج:

کویر :دکتر شریعتی

بوف کور:صادق هدایت

افسانه های آذربایجان:صمد بهرنگی

درسنامه های فاطمیه

گفتار علوی

ولایت از دیدگاه قرآن

گناهان کبیره و معاد و قلب قرآن :شهید دستغیب

تعلیم و تربیت در اسلام و عنصر امر به معروف:شهید مطهری

وچند تا کتاب دیگه:دی

ظاهرا این کتاب ها تا بهمن ماه یعنی شروع دانشگاهمون کفاف میده ومن همینک احساسی دارم غیر قابل توصیف..

خداوند برای بنده درپیتش هدیه فرستاده ومن چگونه میتونم شکر این نعمت گزارم؟؟:)

+قلمی که خداوند به آن قسم یاد کرد و پیامبری که درباره ی کسانی سخن گفت که به سیاهی روی سپیدی ایمان می آورند..

+کتاب دوست خوبیست بهش اعتماد کنید:)
+از قرآن غافل نشیم..

علی یار وهمراهتان:)

۲۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
ماه نو

عروس جانم..

خبر عروس شدنت تازه رسیده است:(مبارک است جان جان:(حالا من مانده ام با همه خاطراتمان..مخصوصا خاطرات روز های آخر:(خنده هایمان..وقتی که سفره دلم  پیشت باز شد..هنوز هیچ چیز نمیدانم.. اما سه تفنگداری دیگر در کار نیست:((میشویم دو تفنگدار و یک عروس:)) خوش به حالت:)دلتنگ دیدنت هستم..شاید اگر محکم بغلت کنم کمی آرامتر شوم..

تو عم قزی خودم هستی دختر عمو جان:)

+اگر روزی پستی گذاشتم ونوشتم مسافرت اجباری 2 و دیگر هیچ خبری از من نشد ونه نظرهایتان تایید شدند ونه دلنوشتی نوشته شد زیاد منتظرم نمانید و فقط برایم فاتحه ای بخوانید:(

+بالایی را حتما حتما به یاد داشته باشید...

+چند روز گذشته سرد ویخی بود اما من به فلسفه ی تازه ای دست پیدا کرده ام واین فلسفه این است که همیشه اوضاع از آن چیزی که هست میتواند بدتر هم شود درواقع هنوز عصر یخبندان در راه است..

یک فلسفه بهتر تر میگوید إنّ مع العسر یسراً

ومن تنها دلم به این خوش است:( به کلمه ی مع خوش تر..

آیا به این  فلسفه ایمان دارید؟؟

الحمد لله رب العلمین:)

علی یار وهمراهتان...

۱۹ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
ماه نو

خانم مهندس

نتایج که آمد دوس داشتم سرم رومحکم بکوبم به دیوار.راستش اولش خیلی شوکه شدم .محال بود این رتبه ی من باشد...در حد توانم تلاش کرده بودم...آن موقع بود که دایی جان به موقع زنگ زد...من به فاطمه هم زنگ زدم.حالا حالم بهتر بود.باید به رتبه در سهمیه نگاه میکردم نه رتبه کشوری..حالم بهترشده بود ولی سجده شکر نکردم وازین بابت خیلی ناراحتم:(

با این رتبه هر چی که میخواستم به احتمال زیاد قبول میشدم...من ماندم و مهمترین انتخاب زندگیم تا الان..وقتی آقا بهزاد(البته هیچ وقت هم وقتی درمورد او حرف میزنم پیشوند آقا را به کار نمیبرم)آمد خانه مان وکلی باهم حرف زدیم ودر باره ی رشته ها به من توضیح داد حالم بهتر که نشد،بدترهم شد...مرددشده بودم:(از  او تشکر کردم وگفت نگران انتخاب رشته نباشم واو این کار را برام انجام میدهد ،ومن کلی ته دلم از او ممنون بودم...

وحالا انگار زمان انتخاب است و فاصله ای تارویاهایم باقی نمانده است...

+الخیر فی ما وقع البته شاورهم فی الأمر فإذا عزمت فتوکل على الله إن الله یحب المتوکلین

+وقتی رتبه رضا را فهمیدم راستش را بخواهید کمی ناراحت شدم من که بخیل نبودم،دلم برایش کمی سوخت...خدایا خواهش میکنم اوهم موفق شود...برای او کسی که به چشم بد نگاهش نکرده ام...خدایا مواظبم باش..

+ فرانسه میخواند ،میرود خارج،برای خودش کسی میشود...هیچ کدام مهم نیست برای من.بت دوران بچگیم،دورانی که حالم از خودم به هم میخورد،وقتی از به یاد آوردن آن روز ها هنوز هم میترسم .من هنوز هم ترسوی ترسو ام...از یک سایه خیالی وحشت دارم..کافیست چراغ را روشن کنم.اما هنوز هم نمیتوانم:(

+ارشد میخوانی؟دلتنگم؟؟من هیچ چیز را نمیدانم واین روزها نمیخواهم اصلا درباره ی تو فکر کنم...

+آب کم جو تشنگی آور به دست...یاعلی

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
ماه نو