۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نام او عشق است» ثبت شده است

پاییز من عزیز غم انگیز برگریز

پاییز دروغ نمیگوید،صاف و ساده است.خسته مثل مردی که از سر کار می آید، با دستان پینه بسته و عرق کرده. خسته ای که انگار بار عالم را به دوش حمل میکند ولی فرونمیپاشد.پاییز دروغ نمیگوید.پاییز خسته است مثل من که سال هاست امید بودنت و  نیم نگاهت زنده نگهم داشته است.

پاییز پیامبر کوچکیست ،معجزه اش خرمالو و نارنگی است. کتابش برگ های قرمز و نارنجی اند و رسالتش این است که عشق را و بهار را در دل ما زنده نگه دارد.


تقدیمیه به تو: 

 وقتی تو را پاییز صدا میزنم دارم تو را به عاشقانه ترین نام ها میخوانم.


پاییزیجات 


۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
ماه نو

یا جامع کل فوت

یا الله


چند ساله بودم که هنوز او را نداشتم. نامش را یدک میکشیدم واز او تنها سنگینی نامش برایم مانده بود و از من سبکی  و پوچی که بند هیچم نمیکرد.

تازه تا ته سیاهی رفته نرفته، سر برگرداندم که پل هایم را شکسته و و همه ی زندگیم را چاله ها و چاه ها پر کرده بودند.

ایستادم...تمام قد.دست هایم را گرفت.

صدایم کرد. به نام ،به اسم کوچک. تازه یک "من"هم چسباند به عنوان پسوند به نامم و دست روی سرم کشید.

تصمیم گرفته نگرفته،  به دلم روشنی افتاده نیفتاده، بر آن بودم که بقیه راه را با دنده سنگین بروم تا ته دره سقوط نکنم.

.

انسان نوشتن که می آموزدغلط املایی پیدا میکند.دیکته که مینویسد،نمره کم میگیرد.شنا که میکند زیر آبی میرود...

حقیقت این است که خداوند نامی دارد به نام #یا_جامع_کل_فوت که مرده زنده میکند و حر را از دل سیاهی تا دل سپیدی میبرد...

وقتی ما به سمتش  برمیگردیم او  چاله ها و غلط املایی ها و زیر آبی ها را میبخشد...

اما  ابتدای عاشقی  و آشنایی آن جاست که  چاله های زندگی ات را برایت پر میکند که هیچ... تمام دره هایت را تپه میکند.

غلط املایی هایت را که نمیبیند هیچ... همه شان را تصحیح کرده پای ورقه ات بیست مینویسد.

برای کسی که از زمان دور است و فرصت های زندگی اش را سوزانده  مرهم میگذارد و دل شکسته را براق تر و سرخ تر از روز اول جان میدهد.

و ما را به آغوش خود میخواند جایی که #نامیدی اصلا معنی ندارد.

*یا راد ما قد فات *

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
ماه نو