۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «چیلیک چیلیک» ثبت شده است

یک روز میرسم و تو را می چلانمت

اسکار خوش مزه ترین و خوشگل ترین و خوش عکس ترین چیز دنیا میرسد به

این 

بچسبد به:

خوب بود این مردم

دانه های دلشان پیدا بود.....

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
ماه نو

دلش آبی بود....

من ابر بودم.یک ابر کوچک زیبا.اما زیبایی چه دردی دوا میکرد؟میدانید از آن ابر ها که دل یک شهر را خنک میکنند نبودم، ابری بودم که بر روی پشت بام خانه ی پروانه ای سایه می انداختم.پروانه ای که به جای شمع عاشق شمعدانی سفیدی شده بود...درد من میدانید چه بود؟من باریدن نمیدانستم.من عقیم بودم..ابر باشی و باریدن ندانی؟خوب من یک ابر بی باران بودم.

یک بار صدای رعدی به دلم زد که ببارم اما من دلم خالی بود باران نداشتم ...میدانید چه به من گفت...؟گفت قطره مرگ و زندگی را آموخت که دریا شد.رفتم و پیله بستم مثل پروانه ی کنار شمعدانی ها.نوری به دلم تابید و دوباره زنده شدم:)حالا همه ی گل ها راسیراب میکنم...روی سر عاشقان بی چتر میبارم و طوفان به پا میکنم. شاید باور نکنید

هفته ی پیش یک نفر وسط کتابخانه داد زد خانوم آسمان خانوم آسمان!!!شما عطرتان به شمعدانی ها رفته زیباییتان به پروانه ها:)من هیچ نگفتم فقط لبخند زدم.


۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
ماه نو

چون آینه در روبرو


این جا تو مدام تکرار میشوی...

از هر انعکاس نقشی به دلت میماند و از هر ذکر پژواکی.

 این جا که شکستی میفهمی شکسته ها مهربانتر و روشن ترند،صاف ترند... اگر دلی شکست بدانی، سازی که شکست خوش آهنگ تر است.

اینجا از میان راه هایی که عبور کرده ای میرسی به بلندای نور .....

بعد از مسافت طولانی راه ها،رواق ها، این راه به زیر سقف بلندی منتهی میشود... بلند بلند.آبی آبی..زرد زرد...عشق عشق... اینجا آینه ها به تو خواهند گفت اگر شکسته ای، اگر دل دل شده ای بیا! ما هم همانند تو ایم..

که اگر تو  از راه های طولانی گذشتی، گرد و خاک را از دلت کندی و  هزار تکه شدی 

توانسته  منیت را به پای اوییت او قربانی کنی، دیگر اثری از خود در آینه ها پیدا نمیکنی

۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
ماه نو

سایه ی من....منِ سایه

برود بچسبد به پست قبلی:)

۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
ماه نو