۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «یاحسین» ثبت شده است

انت مولا وانا هرچه صلاح است حسین

زیارت عاشورا را ترک نمیکنم اگر خدا بخواهد.به نیت عاشورا میخوانمش به نیت کربلا.از وقتی که عاشقش شدم زمینش نگذاشتم حالا وابسته اش شده ام.محرم و صفر و رمضان ندارد برای من هر روز عاشورا ست اتاقم جانمازم کربلا.به همین نیت میخوانمش.به سخنی که گفتند هر ماه محرم ،هر روز عاشورا و هرجا کربلاست.

اتاقم کربلا میشود بین الحرمین میشود و دلم بیشتر پر میکشد برای نزدیک تر بودن.به امید اینکه مرا هم جزو زائران از دور نوشتند...

امسال اسم ما نوشته نشد جزو کاروان عشقت.ف آمد.با همه ی اتفاقاتی که افتاد فهمیدم که زود قضاوت نکنم.حالا دلم با این که هوایی است اما راضی شده است.راضی بودن را باید از تو یاد بگیرم مولایم:)روزی بخوانم که سیاه نیستم روزی که زیارت حسین را در کارنامه ام بنویسند:)حتما این بار به صلاح نبوده است...

+زیارت اربعین فراموش نشود...به نیابت از آقا بخوانید و زیارت کنید اهل بیت مدیون کسی نمیماند.

یا حسین 

۲۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
ماه نو

برای خون خدا خون گریه میکنی آقا...

تشنه نبودم وگرنه آب میدادینم

تشنگی و عطش یاد بگیرم باید...

+عرض تسلیت خدمت آقا

ودوستانم...


موافقین ۱ مخالفین ۰
ماه نو

حر برای من آیه ی رحمت است...


حتی اگر تو راه را بر قافله ی عاشقی بسته باشی؛ 

حتی اگر امیر هزار سواری باشی که برای رویارویی با امام، پیشدستی کرده اند؛ 

حتی اگر... 

کافی ست مستقل از همه ی اتفاقات و هیاهوی اطراف، درنگ کوتاهی داشته باشی؛ کلاهت را قاضی کنی و آن وقت است که سربه زیر بر می گردی؛ آن وقت است که ماجرا عوض می شود...

" سرت را بلند کن حر! هیچ چیز محال نیست. کافی ست چشمان عشق را جور دیگری ببینی..."

خوش ب حالت حر...خوش ب حالت آقای ادب وآزادگی...

که چنین ب راه حق بازگشته ای...خوش ب حالت وقتی که امیر به تو گفت حر مادرت چ نام خوبی برایت گذاشته است...تو همان نکته روشن کربلا برای منی..که وقتی ب نامت میرسم درنگ میکنم...بالاتر از سیاهی... سیاهی نبود..تو بودی.تو بودی که بازگشتی به آغوش امام.به دریای رحمت رسیده بودی..عاشق شدی وماندی...

حالا وقتی سیاه میشوم،از معبود ومعشوق دور میشوم ب تو فکر میکنم...خدای نکرده گناهی بزرگ تر از آن هست که انسان جلوی امام زمان خودش را بگیرد...یا بهتر است بگویم:

با گناهش ظهور امامش را به تاخیر بیندازد؟

باید شبیه تو شدن را یاد بگیرم حر 

بالاتر از سیاهی...خورشید رحمت را بیابم...

یا نور الله... 

ادرکنی....

ادرکنا...


۱۹ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ماه نو

فجر

یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ 

 ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً 

فَادْخُلِی فِی عِبَادِی

وَادْخُلِی جَنَّتِی


امام صادق(علیه السلام)  می‌فرماید: این آیه درباره حسین بن علی ـ علیهما السّلام ـ است؛ چرا که آن بزرگوار صاحب نفس مطمئنه بود و از خدا راضی بود و خدا نیز از او راضی بود، و یاران آن بزرگوار از خاندان محمد(صلی الله علیه وآله) از خداوند راضی بودند و خداوند نیز از آن‌ها راضی بود، و این سوره فقط درباره حسین بن علی و شیعیان او و شیعیان آل محمد(صلی الله علیه وآله) می‌باشد.


کاش "شــــیـــعــــــه" باشیم....


موافقین ۵ مخالفین ۰
ماه نو

یا قدیم الاحسان..

باز دارد میاید ...صدا کاروان اصلا شنیدن ندارد دلم میلرزد با هر صدایی آهی نگاهی...خشکی لبی..

صداها زیادند اما به صدا نمیمانند به ناله وشکوه نیز  نمیمانند ...میپیچد صدای کاروانی که می آیدصدایش هنگامی که میپرسد"هل من ناصر..."  موبرتن آدم سیخ میکند...صدای علی اصغری که دیوانه تر میکند..صدای بانویی که باغرور فریاد میزند "ما رایت الا جمیلا"که به جز زیبایی ندیده است...صدای امامی که بوده است دیده است همه ی اتفاقات را کربلای با آن عظمت را...ولی سه بار میگوید شام...وای بر ما وای بر شیعیانت..مگر بر شما در شام چه گذشت؟ماجرای شام من را هم دیوانه میکند...

باز میرود حسین و اما برای چه ؟

هیچ کس نفهمید...مگر خدا اینگونه نخواست که صدایش بزنیم یا قدیم الاحسان به حق الحسین...

تا از آدم تا آخرین را با حسین بیامرزد وحتی ترفیع مقام دهد؟؟؟

دلیل آمرزش آدم چه بود؟چرا خدا به زکریا یحیی را داد؟یحیی که بود که خدا گفت ما این اسم را تنها به تو دادیم و یحیی وحسین زندگیشان چقدر به هم شبیه بود...ابراهیم از خدا چه خواست؟خدا اورا چگونه آزمود؟وهدیه اش به ابراهیم ذبح عظیم بود...موسی چگونه از پشت بوته ای با خدا سخن گفت؟

هر جا میروم تویی حسین...از هرجا شروع میکنم به تو میرسم ...به راستی توکیستی؟

تو کشته ی اشک هایی...

محرم میاید...باران رحمت باز میبارد تا خود را پاک کنی طیب وپاکیزه شوی وحتی به او به معشوق نزدیک تر شوی...

که او تجلی رحمت است...

حسین یارتان

یا علی...

۱۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
ماه نو