۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «یاد» ثبت شده است

به تاریخ همان روز خوب*

همان روزی که از انبوه کار های نکرده ام تصمیم گرفتم شب را نخوابم و تنها کار کنم،همان روزی که با لام دال که فکر میکردم رفیق است و محرم است و جان است بحثمان شد و او از من دلخور شد و من از او...به تاریخ همان روزی که شب را خواب ماندم و تحویل هایمان صبح ساعت هشت بود و من هیچ کاری نکرده بودم،همان روزی که پاورپوینت دزدی جور کردم و راجع به مصالح سیمان خواندم و هیچ چیز از آن نفهمیدم،همان روزی که خسته بودم،دلشکسته بودم و خوابم می آمد،همان روز که خانه مان پر از مهمان شد و مهمان بچه ی شش ساله و سرتقی داشت و من باید رعایت ادب میکردم...همان روزی که انگار روز من نبود...



همان روزی که تحقیق مصالح سیمان انجام شد و ارائه ما خوب از آب درآمد،استاد طرح استراحت گاه مرا قبول کرد،مهمان ها دلخور نشدند ،پاورپوینت دزدی پیش استاد لو نرفت و من لام دال را بخشیدم..

به تاریخ همان روزی که انتهایش خیر بود 

همان روز خوبی که نشانی اش را به هیچ کس نگفته ام.....

۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
ماه نو

یاد آوریم

آیت الله فاطمی نیا:


این همه دراینترنت وکتابها میگردی دنبال اینکه آقای قاضی چی گفته آقای بهجت چی گفته،این همه این در و آن در میزنی،چی شد آخر ؟ 


تو هنوز جواب مادرت رو تلخ میدی !! میخوای بشی" سالک "بنده خدا ؟! قدم اول ترک معصیت است،به اندازه خودت،نمیگم معصوم بشی ولی تلاش کن .


در خانواده خوب رفتار کنید که همسرانتان مشتاق شما باشند،عاق والدین انسان را صد فرسخ عقب میاندازد...


خود ملا حسین قلی همدانی(ره) از قبر بیرون بیاد و بشه مرشدت،ولی عاق والدین باشی به جایی نمیرسی،حواست باشه.


نگاه نامحرم تیری است که انسان را به زمین میزند و سخت بشود که بلند شوی .


شاکر نعمتها باشید،اون دنیا ازت میپرسن چرا به یاد افرادی که واسطه خیر بودند،نبودی؟ افرادی مثل حضرت خدیجه،حضرت ابوطالب ،حضرت ام البنین و .. خدمت آیة الله بهالدینی بودیم،شخصی اومد و چند جلد کتاب نوشته بود و مثلاً میخواست به آقا نشون بده،آقا یه نگاه تیز بهش کرد و گفت:بازیگری نکنیم...

۵ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
ماه نو